گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

175

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

تا در لحظهء مناسب ضربت كارى وارد سازند و تا قسمت عمدهء سربازان داخل آب نشده بودند آنها نيز از سنگر خود در كوهستان پائين نيامدند ولى همين كه متوجه شدند كه فقط عدهء معدودى در ساحل باقى مانده‌اند تاخت پائين آمدند و مثل اين مىنمود كه ميخواسته‌اند به يونانىها معنى اين ضرب المثل را بياموزند كه سگ ، نفر آخر را خواهد گزيد . اما گزنفون براى مقابلهء با آنان آماده بود و آنقدر به آنها اعتنائى ننمود تا نيك نزديك آمدند در حينى كه تيرهاى آنها در هوا مواج بود او با صداى طبل علامت داد و در اين حين نفرات سنگين اسلحه بىدرنگ با حركتى سريع و فرياد شديد جنگى ، حمله را آغاز كردند . كردها با سرعت تمام به سنگرهاى خود بازگشتند چون ميدانسته‌اند مگر در مواضع كوهستانى خود در هيچ حالتى حريف لشكر يونانى نمىشوند . يك بار ديگر با نواختن طبل علامت حمله داده شد و كردها سريع‌تر از پيش راه فرار اختيار كردند . اما گزنفون قبلا دستورى محرمانه صادر كرده بود كه بعد از شنيدن علامت دوم به جاى اجراى آن در حال عقب‌گرد با سرعتى هرچه بيشتر از رودخانه عبور كنند كه به همين منوال رفتار شد و بدين ترتيب عبور از رودخانهء كنتريت كه ابتدا غير ممكن مىنمود با حداقل تلفات و حتى بدون ضايعه عملى گرديد .